خرید بک لینک

درباره سایت

117

امکانات وب

یکی از غم انگیز ترین لحظه های زندگیم هم چند دقیقه پیش بود.

وقتی مامانم گفت: گوشت اردک توی فریزر رو بیرون بیار یخش آب شه واسه نهار فردا.

و اون لحظه ای که من گوشت داخل نایلون رو بغل کرده بودم و تکونش میدادم.

جوجه ی نازم، جوجه نازم، جوجه ی نازم.

فردا اردک ده ماهه ی من قراره خورده بشه و چقدر سخته نگه داشتن اشکام از یادآوری خاطرات بودنش.

برچسب: نویسنده: دانیال اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 13:23

صفحه بندی